در جشنواره فوق نزديک به 1200 نشريه دانشجويي و از دانشگاه ما 23 نشريه شرکت کرده بودند؛ به جــرأت می توان گفت "دان اولدوزو" از فعالترين نشريات در اين جشنواره بود و حضور  بسيار فعالی داشت. مطلبی که در زير می بينيد به عنوان ويژه نامه دان اولدوزو در روز آخر جشنواره با تيراژ 1500 نسخه توزيع شد که با استقبال نيز روبرو شد. البته از شماره 6 دان اولدوزو  "قصه زبان مادری" از آلفونس دوده و نوشته طنز "گفتگو با يک آدم خيلی مهم" نوشته چؤتگه ضميمه آن شده بود

 

جشنواره نشريات دانشجويی سراسر کشور،12 تا 16 اسفند1380، دانشگاه تهران

 

باسمه تعالی

هم ويژه نامه، هم سرمقاله ، هم ته مقاله و هم ....

 شما بهتر می دانيد آماده کردن و چاپ يک نشريه دانشجويی، آنهم از نوع دو زبانه چقدر ساده و آسان است(!). بخصوص اينکه بخواهي در بعضی موارد گنده تر از دهنت حرف بزنی؛ اصول اصلاح طلب مآبانه، مکالمه متمدنانه و ... بخودی خود رعايت خواهدشد.

خوب؛ کمکهای بيدريغ و پيوسته مسوولان دانشگاه صنعتی اصفهان هم جای خود دارد(!)؛ ما بر اين عقيده بوديم که مانند دفعات قبل(!) می توانيم مجله مان را بصورت Just In Time از تنور چاپخانه صنعتی به جشنواره بياوريم؛ از طرفی تغيير زمان جشنواره از ابتدای اسفند به اواسط اسفند (که معلوم است تعدادی از دست اندرکاران اين جشنواره، تازه متوجه شده بودند، امتحانات فوق ليسانس درست پس از اتمام اين جشنواره خواهدبود! آخه داداش؛ آب که از سر شما هم گذشته؛ شما چرا...!؟) موجب شد که دست اندر کاران دان اولدوزو ديگر مطمئن تر شوند که تا 12 اسفند ديگر حتما قادر به عرضه شماره جديد در جشنواره خواهندبود. ولی انگار ماها از اتفاقات چاپهای پيشين درس نگرفته ايم و به خاطر همان مشکلات ناچيزی(!) که ممکن است جلوی چاپ يک نشريه دانشجويی را بگيرد باعث شد که شب شروع جشنواره تنها به نوشتن اين سطور اکتفا کنيم و دو تا از مقاله های چاپ شده در شماره های قبلی دان اولدوزو را که مورد توجه خوانندگان قرار گرفته بود، ضميمه آن گردانيم؛ انشاالله که مقبول افتد.

ياشاياسينيز

چراغی که به خانه ...

چراغی که به خانه ...به علت اينکه در توزيع و فروش شماره های 5 و 6 دان اولدوزو دچار مشکل شديم و مقداری از آنها را به صورت رايگان توزيع کرديم، نتوانسته ايم از شرمندگی چاپخانه کاردرست صنعتی خلاص شويم و چندين ماه است که بدنبال مدير مسوول بيچاره دان اولدوزو می گردند و می گويند:«ترکان دان اولدوزو که خوش حق و حساب بودند! و ...»

ما تقريباٌ .... تومان بدهی داريم و از آنجا که تنها X تومان ناقابل از محل فروش دان اولدوزو برگشته است ما نمی توانيم بدهی را حتی با چانه زنی پرداخت نماييم.

اخيراٌ در روزنامه های کثيرالانتشار آگهی طرح ريشه کنی بی سوادی 746000 کودک افغان منتشر شده که در آن هزينه سرانه سوادآموزی هر کودک افغان 24000 تومان ذکرشده است. حال که ما نتوانسته ايم انجام کارهای قابل توجهی  را در زمينه آموزش زبان مادری 30-20 ميليون ترک زبان بی سواد بزرگ و کوچک با تئوری فشار از پايين و چانه زنی از بالا(!) به نمايندگان محترم-حداقل ترک زبان- تحميل کنيم؛ بنابراين تصميم گرفتيم حداقل در راستای باسواد کردن يک کودک افغان پارسی زبان، X تومانمان را تقديم جنبش آموزش کودکان افغان نماييم.

پنجمين جشنواره نشريات دانشجويی استانهای مرکزی کشور (اصفهان- قزوين- قم- مرکزی- چهارمحال بختياری- کهکيلويه و بويراحمد) از 25 تا 27 ارديبهشت، با شرکت بيش از 204 نشريه از 39 دانشگاه برگزار شد. در اين جشنواره سه نشريه ترکی زبان دان اولدوزو، مأذون (نشريه دانشجويان قشقايی دانشگاه صنعتی اصفهان) و سهند از دانشگاه اصفهان حضور پربار داشتند؛ مخصوصاً نشريه دان اولدوزو که در قسمت مسابقه در زمينه های زير عنوانهای ارزشمندی را کسب کرد:

 

پنجمين جشنواره نشريات دانشجويی منطقه 2 کشور، دانشگاه صنعتی اصفهان

 

1. بخش نشريات سياسی- اجتماعی:

در اين بخش نشريه آذر از دانشگاه کاشان و نشريه خاکستری از دانشگاه صنعتی اصفهان رتبه های اول و دوم را کسب کردند و نشريه دان اولدوزو و دو نشريه ديگر شايسته تقدير شناخته شدند (به عبارتی کسب مقام سوم در ميان 116 نشريه سياسی- اجتماعی).

2. بخش ويژه گفتگوی تمدنها:

در اين بخش هيچ نشريه ای واجد شرايط کامل برای کسب مقامهای اول و دوم شناخته نشد؛ اما از دو نشريه "دان اولدوزو" و "تمدن" هر دو از دانشگاه صنعتی اصفهان تقدير شد.

دان اولدوزو به عنوان نشريه مستقل دانشجويان آذربايجانی ضمن تبريک گفتن موفقيتهای فوق به کل دانشجويان ترک زبان کشور، اين واقعه را به فال نيک مي گيرد؛ چون کسب مقام به تنهايی دارای ارزش نيست. اين مسأله نشانگر ديد مثبت کل ايرانيان به نشريات دو زبانه می باشد، که آنها را هم به عنوان پرچمدار گفتگوی فرهنگ و تمدنها پذيرفته اند.

لازم به ذکر است که از نشريه "ايشيق" (دانشگاه علم و صنعت) نيز در جشنواره استان تهران در بخش ويژه گفتگوی تمدنها تقدير شده است.

 

در حاشيه جشنواره:

ª     دو نشريه دان اولدوزو و مأذون در يک غرفه مشترک، بازديد کننده بسياری داشتند.

ª     در بخش نمايشگاه، سايت اينترنتی دان اولدوزو  در معرض ديد بازديدکنندگان قرار گرفت.

ª     خبرنامه ويژه جشنواره با عنوان"وسط سطر" حاوی اخبار جالبی درباره نشريات ترکی زبان بود: :«بچه های ترک زبان که نشريه دان اولدوزو را در می آورند به ما گفتند: «تکجه اولوسلار و مدنيتلر دانيشيقيديرکی بشريتی اوغور گونلره يؤنلدجکدير»(تنها گفتگوی ملل و تمدنهاست که بشريت را به سوی سعادت، رهنمون می کند)، «نشريه های ترکی زبان دانشگاه صنعتی اصفهان پر سر و صداترين بخش جشنواره به خاطر پخش صوتی و تصويری موزيک های آذری شناخته شد»، «نشريه های ترکی زبان دانشگاه صنعتی اصفهان به صورت رايگان اينترنت آموزش می دهند».

ª     يکی از بازديدکنندگان ويژه دان اولدوزو "دکترشيرزاد" نماينده مردم اصفهان در مجلس شورای اسلامی بود؛ ايشان با ديدن غرفه نشريات ترکی، متعجب شدند و گفتند: «مگر اين دانشگاه چقدر ترک دارد؟!» و سپس مطلب زير را در صفحه پيشنهادات و انتقادات دان اولدوزو و مأذون نوشتند: « با آرزوی موفقيت برای بچه های خوب آذربايجان و قشقايی، به اميد آنکه خاطره اقامت شما در اين ديار همواره خوش و ماندنی باشد».

ª     يک از هموطنان لر در صفحه پيشنهادات ما نوشت: «غرفه کاملاً ترکی بود».

ª     يکی از بازديدکنندگان از ما پرسيد: «نشريه تان مال بچه های آذربايجان غربی است يا شرقی؟»(!) و مدير مسؤول دان اولدوزو هم به شوخی گفت: «هيچکدام، ترکهای ماکو تا اصفهان».

ª     بعد از اعلام نتايج بخش مسابقه جشنواره، دان اولدوزو به علت اينکه چرا در بخش ويژه گفتگوی تمدنها، هيچ جايزه ای تعلق نگرفته است، اعتراض داشت؛ يکی از داوران گفت: «نشريه شما بايد حداقل معيارهای لازم برای يک نشريه را دربرمی داشت تا صاحب جايزه می شد»! (اين در حالی بود که دان اولدوزو در ميان 116 نشريه سياسی- اجتماعی، رتبه سوم را بدست آورده بود). يکی از اعضای تحريريه دان اولدوزو به داور مذکور گفت: «چون مطالب دان اولدوزو باب ميل بسياری نيست، واجد شرايط برای احراز رتبه اول يا دوم شناخته نشده است». اما داور مربوطه گفت: «نه، ما به مليت و زبان توجه نکرده ايم؛ اگر خاطرتان باشد، پارسال مصاحبه نشريه "سس" از دانشگاه زنجان که آتشش(!) خيلی تندتر از نشريه شما است(مصاحبه جنجالی با دکتر جلايی پور)، رتبه اول بخش مصاحبه را بدست آورد.

کلمه آتش اصلاً به مذاق ما خوش نيامد، خوب اگر نشريه ما حاوی مطالب آتشين است، پس چرا در زمينه گفتگوی تمدنها (نه جنگ و آتش بين تمدنها!) شايسته تقدير شناخته شده است؟! يکی از دوستان به مدير مسؤول دان اولدوزو که به دليل اين مسأله، ناراحت بود گفت: «برويد شکر کنيد که اسم يک مجله ترکی را در ميان بهترين ها مي آورند، چرا ناراحتي؟!».

Get Yuxarı بالای صفحه

بازگشت به صفحه اصلی

Ana Sehifeye qayıtmaqıçın buranı kılikleyin