گردآوری و تنظيم:

مهدی موتلو

 

جبار باغچه‌بان (عسكرزاده)

 

 

مبدع روش آموزش ناشنوايان در ايران و پايه‌گذار آموزش و پرورش پيش از دبستان و از پيشگامان فرهنگ و ادبيات كودكان. او در 1264ش در ايروان، از ايالات قفقاز، به دنيا آمد. پدر و جد وي از اهالي تبريز بودند. پدرش قناد، معمار و مجسمه‌ساز بود و در نقل داستانهاي كهن و اشعار شاهنامه تبحر داشت. مادربزرگش، بنفشه، زني باكفايت، طبيب محل و شاعر بود. اين دو نقش مهمي در پرورش استعدادهاي هنري و خلاقيت جبار داشتند.

تحصيلات جبار به شيوة سنتي و مكتبخانه‌اي بود. او در پانزده سالگي مجبور به ترك تحصيل شد و به حرفه‌هاي پدرش روي آورد. در 1284ش، به دليل درگيريهاي مذهبي، به زندان افتاد. در آنجا، هفته‌نامة ملانهيب و سپس ملاباشي را مي‌نوشت و مصور مي‌كرد و به كمك همزنجير و همبندش براي فروش به خارج از زندان مي‌فرستاد. زندان در افكار و معتقدات او تغييرات بنيادي پديد آورد و از آن پس، با عشق به آرمان صلح و انساندوستي، فعالانه وارد زندگي فرهنگي و اجتماعي شد.

باغچه‌بان تعليم و تربيت زنان و كودكان را مهم مي‌شمرد و به رغم مخاطرات موجود، پنهاني به تدريس سرِخانة دختران مي‌پرداخت. از اولين آثار او براي كودكان داستانهاي منظوم قيزيللي ياپراق (برگ زراندود) و بايرامچيليق (مژده‌رساني عيد) است. اين آثار، با نام جبار عسكرزاده، متخلص به عاجز، در 1290ش در ايروان چاپ شد. وي، در همين اوان، با نوشتن مقالات و سرودن اشعار، همكاري خود را با روزنامة فكاهي ملانصرالدين آغار كرد و در 1291ش به نشر هفته‌نامة فكاهي لك‌لك در ايروان پرداخت.

با آغاز جنگ بين‌الملل اول و كشمكشهاي خونين ميان مسلمانان و ارامنه، ناگزير به تركيه مهاجرت كرد. در آنجا، ابتدا تحويلدار و سپس فرماندار شهر ايگدير شد؛ ولي چندي بعد ناگزير به قفقاز بازگشت. وي در 1297ش، در شهر نوراشين، از توابع ايالت ايروان، مدرسه‌اي تأسيس كرد كه به علت آشفتگي اوضاع دير نپاييد. در 1298ش، بر اثر شدت گرفتن خونريزيها در قفقاز، با خانوادة خود به ايران آمد.

باغچه‌بان خدمات فرهنگي خود را، به عنوان معلم كلاس اول، در مدرسة احمدية مرند آغاز كرد و ديري نگذشت كه نحوة كار وي و پيشرفت شاگردانش جلب توجه نمود. اولين اثر او در ايران نمايشنامة خرخر است كه براي شاگردانش نوشت و در مدرسه اجرا كرد. در ايران زمان، امتياز تأسيس يك دبستان دخترانه را گرفت؛ ولي، به سبب مخالفتهاي متعصبان، موفق به افتتاح آن نشد.

در 1299ش، به جهت حسن شهرتش، بنا به دعوت رئيس فرهنگ آذربايجان، به تبريز رفت و در آنجا به كار خود ادامه داد. در اين زمان، با روش تازة خويش نوشتن كتاب اول را براي كودكان آغاز نهاد. باغچه‌بان براي تدريس مواد گوناگون درسي، وسايل سمعي و بصري ساخت و كتاب الفباي آسان را براي تدريس فارسي به ترك‌زبانان بزرگسال نوشت. وي، با همكاري همسر و همكارش، صفيه ميربابايي، به تدريس دختران در كلاسهاي مخصوص نيز موفق شد. وي، در اين زمان، جمعيت حمايت معلمين و جمعيت تئاتر را تأسيس كرد و نمايشنامه‌هاي انتقادي، از جمله حيات معلمين و اِركَك خالاقيزي(خاله‌قزيِ‌نَر)، را نوشت.

باغچه‌بان در 1303ش، بنا به پيشنهاد رئيس فرهنگ آذربايجان، كودكستاني به نام باغچة اطفال در تبريز تأسيس كرد و نام خانوادگي خود را از عسكرزاده به باغچه‌بان تغيير داد. وي، براي كودكان، بازيها و كاردستيهاي جديد و تزئينات و صورتكهاي گوناگون ساخت و شعر، سرود و نمايشنامه نوشت، و به ياري همسرش، كه با موسيقي آشنا بود، در كودكستان نمايشهاي آهنگين اجرا كرد.

در1305، با توجه به حالات يك كودك ناشنوا در باغچة اطفال به فكر تدريس به ناشنوايان افتاد و كار تدريس به كر و لالها را با سه پسر ناشنوا آغاز كرد. باغچه‌بان در آموزش ناشنوايان هيچگونه تجربه قبلي يا دسترسي به كتاب و مقالاتي در اين باره نداشت. او، در پرتو تجربة شخصي، به نقش مهم حس‌ باصره و لامسه در آموزش زبان به ناشنوايان پي برد. صداهاي زبان فارسي را به دو دستة حنجره‌اي(آوايي) و تنفسي(بي‌آوا) و هر يك از اين دو گروه را به ممتد و غير ممتد تقسيم كرد. وي الفباي دستي گويا را، كه در نوع خود در جهان بي‌نظير است، بر پايه ويژگي صداها و شكل حرفها ابداع كرد. در اين الفبا، بر خلاف بعضي الفباهاي دستي ديگر، از يك دست استفاده مي‌شود. اين نشانهاي دستي، ضمن اينكه كمك به لبخواني است، وسيله‌اي براي تعليم و اصلاح تلفظ نيز هست.

 باغچه‌بان، به‌رغم خدمات فرهنگيش، مجبور به ترك تبريز شد و در1306 به دعوت رئيس فرهنگ فارس به شيراز رفت. در همان سال، كودكستان شيراز را تأسيس كرد و به نوشتن شعر، چيستان و نمايشنامه‌هاي گوناگون پرداخت كه، از آن ميان، مجموعه شعر زندگي كودكان و نمايشنامة گرگ و چوپان را در1308و نمايشنامة پيروترب‌ و خانم‌خزوك را در 1311خود مصور و چاپ كرد و وسايل و بازيهاي گوناگوني براي پرورش حافظه، حواس و اندامهاي تكلم ساخت. برنامة كودكستانش شامل ورزش، گردش در كوه و صحرا، تمرين رختشويي، تعليم بنايي و خشت‌زني و مجسمه سازي و كار بافتني و آداب معاشرت و غيره بود. در همين زمان، كار تئاتر را نيز ادامه داد و با همكاري نصرالله شادروان، چندين نمايشنامة انتقادي به صحنه آورد. از اين رو مي‌توان گفت كه در دهة اول قرن چهاردهم در كشور ما از نظر آغاز آموزش و پرورش ابتدايي و آموزش كودكان استثنائي و ايجاد فرهنگ و ادبيات كودكان برجستگي چشمگيري داشته‌است.

در پايان 1311، باغچه‌بان به تهران آمد. او قصد داشت مؤسسه‌اي براي پژوهشهاي روانشناسي و تربيتي تأسيس كند كه به دليل نداشتن پشتيباني مادي و معنوي از آن منصرف شد. در اين ايام، ناگزير مدت كوتاهي در يك كارخانة سيگارپيچي مشغول كار شد.

در آذر 1312، باغچه‌بان، با چاپ اعلاني در روزنامة اطلاعات دربارة آموزش ناشنوايان، اولين كلاس ناشنوايان را، در مطب دوستش، با يك شاگرد، داير كرد. تعداد شاگردان به تدريج به پنج نفر افزايش يافت. در پايان سال تحصيلي، وزارت فرهنگ، با احساس رضايت از نتيجة آموزش ناشنوايان، ماهانه‌اي به مبلغ چهل تومان براي دبستان مقرر داشت و دبستان كر و لالها رسماً آغاز به كار كرد. در همان سال، باغچه‌بان تلفن گنگ يا سمعك استخواني را اختراع كرد و به ثبت رسانيد. اين سمعك وسيلة انتقال صوت از طريق دندان به مركز شنوايي است.

در 1314، وزارت فرهنگ دستور تعليم الفباي او را منتشر كرد كه امروز نيز از روش پيشنهادي در آن (روش باغچه‌بان) در كلاسهاي دبستاني و بزرگسالان استفاده مي‌شود. در 1322، با كمك افراد خيّر، جمعيت حمايت كودكان كر و لال كور را در تهران تأسيس كرد كه در تير 1323 به ثبت رسيد و بعدها كلمة كور از عنوان آن حذف‌شد. در بهمن همين سال، ماهنامة زبان را منتشر كرد و در آن روش تازة خويش را در اختيار آموزگاران كلاس اول گذاشت. كتابهاي اول دبستان و كتاب سرباز را، با روش تازه، در همين سال منتشر كرد.

در اسفند 1328، اساسنامه و برنامة كامل و دقيق تحصيلات پنجسالة ناشنوايان براي آموزش زبان و حرفه، روش شفاهي توأم با الفباي دستي گويا، به كوشش باغچه‌بان، تهيه و به تصويب رسيد. او، در1330، كانون كر و لالها را پايه‌گذاري كرد. در 1332، نخستين كلاس تربيت معلم ناشنوايان را، با همكاري دانشسراي مقدماتي، در آموزشگاه خود تأسيس كرد و بدين ترتيب، اولين گام در تربيت رسمي معلمان كودكان استثنائي برداشته‌شد.

در 1343، كتاب حساب را براي كودكان ناشنوا و روش آموزش كر و لالها را براي آموزگاران نوشت. در كتاب اخير، ضمن توضيح صداهاي زبان فارسي و روش آموزش تلفظ و لبخواني، اصول‌ زبان مصور را به تفصيل شرح داده است. زبان مصور مجموعة علايم بصري است كه با استفاده از آن مي‌توان ساختار زبان را به ناشنوايان آموخت. در همين زمان، گاهنامه، وسيله‌اي بصري براي آموختن چگونگي بلند و كوتاه شدن روزها، را ساخت.

آموزشگاه باغچه‌بان، در زمان حيات وي، از هر نظر گسترده و مجهز شد. با اجراي برنامة تربيت معلم ناشنوايان، مدارس و كلاسهاي ويژه و هنرستانها و كلاسهاي بزرگسالان(اكابر) و باشگاهها و مراكز پژوهشي و خدمات ويژه، از جمله دوره‌هاي تربيت رابط ناشنوايان در تهران و شهرستانها تأسيس شد و ناشنوايان به مراكز آموزش عالي راه‌يافتند.

باغچه‌بان در اواخر عمر، جمعيت سلام يا گراميداشت را با نيت تشويق مردم به تجليل از نيكوكاران در زمان حياتشان، تأسيس كرد و جزوة آدمي اصيل را در اين باره منتشر ساخت.

از كتابهاي شعر و نمايشنامه و داستانهاي كودكانة‌ باغچه‌بان به زبان فارسي نُه اثر به چاپ رسيده‌است. از جمله آثار چاپ نشدة او در اين حوزه نمايشنامة آهنگين مجادلة دو پري است. همچنين در روشهاي تدريس خواندن و نوشتن و آموزش ناشنوايان، سيزده اثر از وي منتشر شده‌است. آثار او به زبان تركي بالغ بر دوازده كتاب است كه از آن ميان، ترجمة رباعيات خيام، به نام رباعيات آذري خيام، ارزش خاصي دارد. رباعيات باغچه‌بان، كه در 1337 به چاپ رسيد، آيينة افكار و فلسفة زندگي اوست. باغچه‌بان در 4 آذر 1345 درگذشت.

[مرجع: دايره‌المعارف اسلامي. ثمينه باغچه‌بان]

 

قطعه زير را باغچه بان از زبان کوه حيدربابا  در جواب حيدربابايه سلام شهريار سروده است:(اين قطعه به دليل ضعف سراينده در زمينه ادبيات ترکی، مورد انتقاد شديد اشخاصی مانند صمد بهرنگی قرار گرفته است:)

عليکم السلام شهريار آغا(!)

چوخداندي قاچميشدين بيزدن اوزاغا

آياق باسمازدين بيزيم قوناغا

جوانليق دوريندن بو چاغا دن

سن هئچ بيزدن ياد ائتمزدين

نه اولدو آي اوغول سن بيردن بيره

اونوتدوغون ائلي سالدين خاطره؟

چاغلايان سولارا، اسن يئللره

بو قوجا حيدره ائيله دين سلام؟

لطفون آرتيق اولسون عليک السلام

نه قدر دادلي ايميش سنين بو ديلين

ائشيدن کيمي بو سسيني ائلين

قوجا، جوان، اوشاق، قيز گلين

سني دينله مه يه قاچديلار چؤله

آنام قوربان اولسون بو شيرين ديله

 

فارس قيزلار آزديرميشدي عملين؟

کي فارسجايدي بوتون شعرين غزلين؟

حيدربابا يوردوندا بير گؤزلين

عشقينه بير قلم قويمازدين بئله

فارسيجا يازماقدان دويمازدين بئله

تهران گؤزللري يولونو کج ائتدي

کؤنلونو آپاريب سني گيج ائتدي

دي گؤروم يا فلک سنله لج ائتدي

دؤنگه وارميش دؤنوم وارميش بيلمه دين

آيريليق اؤلوم وارميش بيلمه دين

ايندي بيزي تازه گليب تاپيرسان

کؤنلوموزه کؤزلر قويوب ياخيرسان

حسرت ايله کئچنلره باخيرسان

گؤرورسن کي سولار آخيب گئديرميش

دوغولان قوجاليب اؤلوب ايتيرميش

چوخدا وئرمه، سيخينتي اؤز گؤنلونا

مهربان دير هر آتا اؤز اوغلونا

قاييتميسان ايندي کي سن يولونا

بويور گلين گؤز اوستونده يئرين وار

ائلين سني سئوينج ايله قارشيلار

سلام ائيلر بوتون ائليميز سنه

باغچاميز، باغيميز، گولوموز سنه

اوزون مدت سوسان ديليميز سنه

دي گؤرک دئمه لي داها نه يين وار؟

افسوس کي سن گئج ديل آچدين شهريار

کيچيک اوشاق تزه ديله گلنده

آيري بير دادلي ليق اولار ديلينده

لذتي وار آغلاياندا گولنده

ايندي کي ديل آچدين سوسما، آغلا، گول

يامان سؤيله ياخشي سؤيله داغلا گول

 

 

Get Yuxarı بالای صفحه

بازگشت به صفحه اصلی

Ana Sehifeye qayıtmaqıın buranı kılikleyin